سیاستگذاری کشاورزی
هنرستان‌ های کشاورزی به بیراهه رفتند

گذری بر آسیب‌شناسی آموزش در بخش کشاورزی

هنرستان‌ های کشاورزی به بیراهه رفتند

بخش سوم 

مهندس مهدی رجول دزفولی

نقش و عملکرد مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در زمینه‌سازی آموزش کشاورزی طی دو بخش قبل بررسی شد. حال به بخش مهم و سرنوشت‌ساز دیگری که به‌‌ویژه در سال‌های پس از 57 می‌توانست نقش مهمی در این عرصه ایفا نماید می‌پردازیم و آن هنرستان‌های کشاورزی است.
مراکزی که مستقیماً وظیفه آموزش و ترویج کشاورزی را حداقل از نظر تئوری برای خود تعریف کرده‌اند، اما از آنجایی که سیستم بوروکراسی ما اساساً عملگرا نیست و طرح‌ها و تصوراتش بسیار دور از واقعیت است، نتایج حاصله از تأسیس هنرستان‌های کشاورزی همان نبود که می‌بایست باشد‭!‬

چالش‌های هنرستان‌های کشاورزی 

اگرچه کشاورزی اولین حرفه بشر و ضامن تأمین غذا و تداوم حیات او بود، اما ظهور انقلاب صنعتی از اواخر قرن نوزدهم و پیشرفت برق‌آسا و گسترده آن پس از دو جنگ جهانی، کشاورزی را در جایگاه دوم قرار داد. توسعه و جهش علوم، از جمله در بخش کشاورزی به همراه ورود صنعت و نیروی محرکه در این بخش، ناکارآمدی بیل و داس، گاو و الاغ و استر را نشان داد و جهان غرب قافله‌سالار بهکارگیری صنعت به همراه خلق تجربه و دانش در بخش کشاورزی شد.
ضرورت آموزش و تربیت افراد متخصص و کارشناس در رشته‌های زراعت، باغبانی، ماشین‌های کشاورزی، حفظ نباتات، دامداری و دامپروری و زیرشاخه‌هایی که بعدها به وجود آمد، به تأسیس مراکز و دانشکده‌های کشاورزی انجامید که ایران نیز، اگرچه خیلی دیر و بنا به دلایلی که ذکر آنها در این مطلب موجب اطاله کلام می‌شود، به این کاروان پیوست.
وزارت کشاورزی که خود را مسئول و متولی بخش کشاورزی می‌دانست، اقدام به تأسیس دبیرستان‌های - مراکز آموزش - کشاورزی در برخی استان‌های کشور کرد که به‌عنوان نمونه هنرستان‌های کشاورزی خراسان رضوی قدمتی 70 ساله دارد. لیکن بنا به دلایلی که در زیر می‌آید این اقدام از اهداف خود فاصله گرفت‭: ‬
• بنا بر رسم معهود که همچنان به آن مبتلا هستیم، این هنرستان‌ها بدون آماده‌سازی نیازها و ضرورت‌ها و زیرساخت‌های لازم اولیه صورت پذیرفت و لذا تا سال‌ها به دلیل مهیا نبودن ابزار یک آموزش واقعی، نتیجه‌ای درخور به دست نیامد. 
• آموزش کشاورزی در آن مراکز، تجانسی با آن چه در تمامیت کشاورزی فئودالی و ارباب و رعیتی می‌گذشت، نداشت و اگر حتی کشاورزان مشتاق حضور آموزش دیدگان هنرستان‌ها بودند، مالکان و اربابان این اجازه را نمی‌دادند و با چشم بدبینی به آنها می‌نگریستند. 
• بدون آن که قصد بدگویی از کشاورزان داشته باشیم، متأسفانه این قشر گسترده و مولد خود را یک ‮«‬عقل کل‮»‬ در عرصه کشاورزی دانسته و با تحقیر آموزش دیدگان رشته‌های کشاورزی، به نوعی با علم در تضاد و تعارض هستند و لذا نفوذ به این بخش کاری بس دشوار بوده و نتایج این تضاد، فقر فزاینده در زندگی کشاورزان است. 
• خصلت ضد تولیدی که هنوز در خون و جان ما وجود دارد به تئوری ادامه تحصیل با هدف ‮«‬نان‌خور‮»‬ و کارمند دولت شدن دامن زد، یعنی هر فرد با دورنمای آن که روزی پشت یک میز بنشیند و آخر ماه یک حقوق مقطوع و معین دریافت نماید، پای به عرصه ادامه تحصیل می‌گذارد، کما اینکه یکی از دلایل عدم توفیق در پیاده‌سازی دانش کشاورزی، تغییر جهت آموزش دیدگان هنرستان‌ها به سمت این هدف و خالی ماندن عرصه مزارع از وجود آن‌ها است. 
• تصورات نامنطبق با واقعیت مسئولان از تأسیس هنرستان‌های کشاورزی و اصرار بر افزودن تعداد آنها علی‌رغم نداشتن بازده مورد نظر در توسعه کشاورزی و نیازسنجی در میزان جذب هنرجویان که به نوعی بیهودگی منتهی شده و هنرجویان فارغ‎التحصیل را پس از 3 یا 4 سال به همان نقطه آغازین برمی‌گرداند. 
در جدال بین وزارت آموزش و پرورش که خود را متولی امر ‮«‬آموزش‮»‬ در تمام زمینه‌ها می‌داند و وزارت کشاورزی در تأسیس هنرستان‌های جدید، سرانجام وزارت آموزش و پرورش پیروز شد و با تعجیل هرچه تمام‌تر شروع به برپا کردن هنرستان‌های کشاورزی، علی‌رغم نداشتن مدرس کافی و از همه مهم‌تر زیرساخت‌های لازم نمود.

ناآشنایی آموزش و پرورش با کشاورزی

آموزش و پرورشی که خود دست به گریبان هزار و یک مشکل و گرفتاری حتی در تهیه سرانه دانش‌آموزی و گچ و تخته سیاه بود، اقدام به اجرای آموزشی نمود که هیچ تخصصی در آن زمینه نداشت و از آن رو بود که هنرستان‌ها با حجم انبوهی از کمبودها و مشکلات مواجه شدند که تأثیر مستقیمی بر آموزش هنرجویان داشت. مضافاً آن که بی‌ثباتی و تغییرات مکرر در برنامه‌های آموزشی با تغییر دولت‌ها و وزیر شدن این یا آن فرد و اِعمال سلایق و نظریه‌های شخصی، موجبات بی‌ثباتی در روند آموزش را فراهم آورد. به گونه‌ای که هنرجویان مثلاً دلیل انتخاب رشته پرورش ماهی را نمی‌دانستند؛ چرا که در محل زندگی آنها امکان انجام این کار وجود نداشت و در واقع ناچار از ادامه تحصیل در یکی از گرایش‌های ارائه شده بودند. 
مدت کوتاهی پس از انقلاب، وزارت آموزش و پرورش با ایجاد معاونت فنی و حرفه‌ای به تأسیس هنرستان‌های کشاورزی تقریباً در تمام استان‌های کشور پرداخت. به گونه‌ای که در استان تهران، پنج هنرستان، در خوزستان سه هنرستان و به همین ترتیب در سایر استان‌ها نیز بنابر شرایط به این کار اقدام کرد. بنا به گفته دکتر زند، معاون سابق تحقیقات و آموزش وزارت کشاورزی، هم اکنون 108 هنرستان کشاورزی در کشور مشغول به آموزش 25 هزار هنرجو در 32 رشته مختلف مهارتی می‌باشند. هدف از تربیت این هنرجویان، علی‌الاصول تأمین تکنسین در رشته‌های فوق‌الذکر در رشته‌های کار و دانش است. 
حال پرسشی که مطرح می‌شود آن است که آیا وزارتخانه‌های کشاورزی و آموزش و پرورش آماری دقیق و حتی با درصدی از احتمال، از جذب این هنرجویان در شرکت‌ها و مراکز کشاورزی دولتی و یا خصوصی و یا اشتغال فردی آنها دارند؟ و آیا سنجشی در تأثیرگذاری این فارغ‌التحصیلان در عرصه‌های کشاورزی به عمل آمده است؟ حضور این افراد تا چه حد به پیشرفت علمی و صنعتی کشاورزی منجر شده است؟
پاسخ به پرسش‌های فوق چندان سخت نیست؛ چرا که اساساً این فارغ‌التحصیلان پس از ترک هنرستان‌ها به حال خود رها شده که دلیل اصلی آن نبودن زیرساخت‌ها، مراکز کشاورزی صنعتی، عدم حمایت و ناتوانی دولت در اجرای برنامه‌هایی از قبیل تأسیس ‮«‬شهرک‌های کشاورزی‮»‬ و هدایت نکردن این تکنسین‌ها به سمت رشته‌های مرتبط با تحصیلات و مأیوس شدن علاقمندان به فعالیت‌های شخصی به دلیل شرایط حمایت‌های مالی و سرمایه‌گذاری از آن‌ها است.
بسیاری از هنرجویانی که تمایل به برگشت به روستا و انجام کار مرتبط با تحصیلات خود را داشتند، به علت ناتوانی مالی و عدم وجود سازوکارهای حمایتی، به رانندگان مسافرکش و یا مشاغلی که هیچ سنخیتی با رشته تحصیلی آنها نداشت روی آوردند و در واقع تمام برنامه‌ریزی‌ها و تصورات و هزینه‌هایی که برای این دسته از فارغ‌التحصیلان رشته‌های کشاورزی صرف شد، به هدر رفت؛ چون اساساً محل و مرجعی برای بهره‌برداری از این آموزش‌ها وجود نداشت.

کیفیت فدای کمیت

البته این دهه‌ها کوشش و جدیت، تنها حسن‌اش جمع‌آوری آمارهایی برای ارائه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های تلویزیونی و پر کردن ستون جراید بود که در غیراین صورت، حداقل کشاورزی ما می‌بایست در حد کشوری مانند ترکیه باشد. گفته دکتر زند، معون سابق تحقیقات وزارتخانه در 22‭/‬2‭/‬97 مبنی بر این که ‮«‬این تعداد - ‬یعنی 108 هنرستان - باید افزایش یابد‮»‬‌، به جز نگاه آماری به مسئله آموزش در هنرستان‌ها نیست. 
ده‌ها هزار فارغ‌التحصیل رشته‌های کشاورزی چه باری از دوش 4 میلیون بهره‌بردار برداشته‌اند. ‮«‬یکی از اهداف ما در شرایط موجود افزایش بهره‌وری است‮»‬، اما سازوکار این بهره‌وری، امکانات و موانع آن را توضیح نداده‌اند. او اضافه کرده که‭: ‬‮«‬ما وظیفه حمایتی در زمینه آموزش‌های علمی، کاربردی و فنی و حرفه‌ای در مورد کشاورزان آینده داریم و برای آن که آینده کشاورزی کشور تضمین شود و سرمایه‌گذاری‌ها اثربخش و کارآمد باشد، باید علاوه بر زیرساخت‌ها، بر روی کشاورزان نیز سرمایه‌گذاری کنیم‮»‬. 
این حرف‌ها بسیار زیبا هستند، اما ضمانت اجرایی این گفته‌ها چقدر است. متأسفانه، همیشه و در همه حال توجه و اولویت دادن بر کمیت‌ها در تمام ارکان حاکمیتی در دستور کار دولتمردان و مدیران کشور بوده و ارائه اعداد و ارقام کمی را مایه فخر و مباهات خود دانسته‌اند.
توجه به کیفیت به نوعی ‮«‬درجا زدن‮»‬ قلمداد می‌شود و هزینه کردن در ارتقای کیفیت را اتلاف منابع می‌دانند.
هنرستان‌های کشاورزی که اراضی‌شان برای تأمین هزینه‌های جاری آن‌ها به اجاره می‌رود و یا سالن‌ها و تأسیسات آن‌ها برای برپایی جشن‌ها و مراسم عروسی واگذار می‌شوند، چگونه هنرستان‌های آموزش کشاورزی هستند؟‭! ‬آیا مشکلات موجود در کشاورزی ما به علت تعداد اندک - به نظر دکتر زند - هنرستان‌ها یا بی‌توجهی به اهداف و ارتقای کیفیت در آنها است؟
آیا اگر به جای تعدادی از این هنرجویان، به کشاورزان مناطق استقرار هنرستان‌ها آموزش‌های لازم داده می‌شد، نتایج بهتری به دست نمی‌آمد؟ آیا آموزش‌های مرتبط با کاشت، داشت، برداشت، مصرف بهینه آب، کود، سم و بسیاری موضوعات دیگر به کشاورزان و ارائه امور تخصصی و نظارت بر آن‌ها بهتر نبود؟
در حالی که فارغ‌التحصیلان هنرستان‌ها نه توان ایجاد شغل و بهره‌گیری از تخصص خود را داشته و نه امکان جذب در مراکز کشاورزی خصوصی برای آن‌ها مهیا است، افزایش تعداد هنرستان‌ها و هنرجویان با چه هدفی صورت می‌گیرد، مضافاً آن که در گرایش‌های کارودانش و در یک بازه زمانی سه ساله مثلاً در مورد پرورش ماهی یا زنبورعسل تا چه اندازه می‌توان مطلب به هنرجویان ارائه کرد؟
درحالی که یک سوم از کل دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه در هنرستان‌ها و 25 هزار نفر از آنها در رشته‌های کشاورزی تحصیل میکنند، آیا برای تأمین نیاز به تکنسین‌های کشاورزی کافی نیست؟ برخلاف فرمایشات دکتر زند باید تعداد هنرستان‌ها را تقلیل داده و با تجمیع امکانات چند واحد در یک مجتمع به تربیت کیفی هنرجویان و تخصیص کمک بلاعوض به فارغ‌التحصیلان به‌منظور ایجاد مشاغل خرد در تمامی رشته‌های کشاورزی پرداخت. توسعه کیفی هنرستان‌ها موجب اعتماد کشاورزان به فارغ‌التحصیلان و تحول تدریجی و ترویجی در عرصه‌های کشاورزی خواهد شد. 
چرا هنرستان‌ها در جایگاه یک مرکز آموزشی دولتی برای مصرف بهینه آب و افزایش بهره‌وری آن از دریافت 85 درصد کمک بلاعوض برای اجرای سیستم‌های نوین آبیاری محرومند و چه جایی بهتر از این مکان‌ها برای نشان دادن و آموزش سیستم‌های نوین آبیاری است؟ صرافتاً باید گفت که برخی قوانین، ناقض ماهیت ذاتی خود هستند و اگرچه هر قاعده‌ای یک استثناء هم می‌تواند داشته باشد، اما در این جا به نظر می‌رسد که حتی یک ‮«‬استثناء‮»‬ مفید هم قابل اجرا نیست. 
تاکنون، بهطور تقریب اکثر طرح و برنامه‌ها به علت عدم تخصیص و حمایت مالی از فارغ‌التحصیلان و نظارت مستمر بر عملکرد و ارشاد آن‌ها به نتیجه نرسیده‌اند که حاصل آن، همین است که می‌بینیم. 
بنابراین، درصورت احساس وظیفه در قبال هنرستان‌های کشاورزی و فارغ‌التحصیلان آن‌ها، لازم است که در برنامه‌های آموزشی تجدیدنظر به عمل آید. 

ماهنامه دام و کشت و صنعت - شماره ۲۳۰ - ۱۳۹۸
 

مدیر سایت
info@iranagrimagazine.com

به این مطلب امتیاز دهید:

کارشناسان ما در مورد مشکلات تولید محصولات، که نمی‌توانید برای آن جوابی پیدا کنید؛ می‌توانند به شما کمک کنند

info@iranAgriMagazine.com
arrow