مشاهده فهرست مطالب شماره 119

ماهنامه دام کشت و صنعت، شماره 119


محرم راز دل شيداي خويش كس نمي بينم ز خاص و عام را مروري بر مديريت مديران جهادي و كمياب شدن مدير در وزارت جهاد كشاورزي
محرم راز دل شيداي خويش كس نمي بينم ز خاص و عام را

پرونده 30 ساله سيستم هاي ادارات و سازمان هاي دولتي را كه ورق بزنيد مشاهده مي كنيد نهادها و واحدهاي زيادي پا گرفته و بعدها در هم ادغام شده اند (مثلاً كميته ها در شهرباني و ژاندارمري در نيروي انتظامي، و ... ) انتقال پاره هايي از وزارت كشاورزي به مرور ايام، به جهاد سازندگي و سپس ادغام اين دو وزارتخانه در هم.
    بررسي پرونده 30 ساله كشاورزي و جهاد بهانه اين يادداشت را فراهم آورده است.
    روزي كه فرمان جهاد سازندگي توسط رهبر انقلاب صادر شد وزارت كشاورزي توليت برنامه ريزي و توليد محصولات كشاورزي؛ اعم از زراعت، باغباني، دامپروري، شيلات و آبزيان را عهده دار بود.
    بچه هاي جهادي ـ با هدف محروميت زدايي ـ رسيدگي به امور عمراني مناطق محروم و روستاهاي دورافتاده را جزء وظايف خود دانسته و در امر ساخت جاده هاي روستايي، آب و برق روستايي و مسائلي از اين قبيل فعال شدند، بگذريم از اينكه احداث جاده و هموار شدن راه بين شهر و روستا در اثر عدم تدبير و مديريت براي ماندگاري روستايي، از جمله اشتغال، بهداشت و درمان، تسهيل در امر توليد، آموزش براي كاهش هزينه هاي تمام شده، صرف كردن كشاورزي براي كشاورزي و ... موجب شد تا جوانان روستايي به مرور و به اميد روزي بهتر از ديروز، روانه شهرها شده و كم كم حاشيه شهر ها و كارخانه ها به مهمانپذير روستاييان تبديل شود. اما جهادگران با هدف والاي كاستن فاصله بين فقير و غني همچنان تلاش مي كردند و كساني از بين آنها فرصت شكوفايي و بروز استعدادهاي خود را مي يافتند.
    تپيدن هاي دل ها ناله شد آهسته آهسته
    جنگ تحميلي عراق ، عليه تماميت ايران و هويت اين مرز بوم، تعريف تازه اي از جهادگران و سنگرسازان بي سنگر به دست داد. جهادي ها از كارگر ساده تا دكتر و مهندس براي نجات ميهن و بيرون راندن دشمن شتافتند، عمليات مهندسي ـ رزمي از آنها مرداني پولادين ساخت و پس از جنگ، وزارت جهاد سازندگي همه ي تجارب امور عمراني و مهندسي رزم را در يك مجموعه وزارتي و بوركراسي اداري گرد هم آورد تا تشكيلات و تشريفات و امور اداري و ارتقاء شغلي و اضافه كاري و حق ماموريت و بورسيه هاي تحصيلي خارج و سهميه هاي دانشگاهي داخل با بدنه بچه هاي جهاد نيز آشنا شود.
    با اين همه، معتقدين به جهاد و جهاد سازندگي و وزارت جهاد كه به مرور بخشي از فعاليت هاي وزارت كشاورزي را نيز در اختيار گرفته بود موجب شكل گرفتن فعاليت هاي كارشناسي و رشد آن دسته از مديران جهادي شد كه علم و عمل و تدبير را با هم در آميخته بودند؛ درختان تنومند مديريتي در جهاد بزرگتر شد، شكوفه داد، به بار نشست و مديرسازي جهاد در همه جا چشمگير بود.
    اما سئوال اين بود كه جهاد روحيه است يا افراد بر آن مديريت مي كنند؟ جهاد مديرساز است يا مديران جهاد را ساخته اند؟
    
    
    
    چراغي كه به خانه رواست
    اما ساختار وزارت شده جهاد سازندگي تاب تحمل يا نگهداري و يا پذيرش مديران جدي جهادي را نداشت و مديران اصلح جهادي از وزارتخانه پر كشيدند. در آرشيو نمايندگان ادوار مجلس دقيق شويد؛ اسامي بسياري از مديران جهادي را مي بينيد كه وزارتخانه از وجود آنها محروم شد تا در كسوت نماينده از روستا و شهر و مزرعه دور شوند و برخي از آنها پس از اتمام دوره يادشان رفت كه تهراني نيستند و متعلق به همان آب و خاكند.
    برخي ديگر از مديران جهادي توسط ساير وزارتخانه ها صيد شدند و برخي در دوره هايي از دولت ها به مقام وزيري نفت و نيرو منتصب شدند. معاونين بسياري از وزارتخانه ها نيز، از نيروهاي مديريتي موفق جهاد بودند كه رفتند و پشت سرشان را نگاه نكردند و كمتر مدير توانمندي، ماندگار وزارتخانه شد. به يك معني مي توان گفت: جهاد سازندگي به مركز آموزش مديران مهاجر تبديل شده بود.
    
    
    
    چرا؟
    راستي چرا وزارتخانه توان نگهداري و حفظ فرزندان قهرمان شده خود را نداشت يا وزارت جهاد جذابيت هاي خود را براي ماندگاري بچه ها از دست داده بود؟ توسعه بيش از پيش جهاد، مثلاً، توسعه دادن جهاد نصر و قطعه قطعه شدن وزارت كشاورزي و فتح خاكريزهاي ديگر، (شيلات، امور دام و ....) و حتي بحث هاي دهه 70 مجلس كه وزارت كشاورزي بايد در جهاد ادغام شود نيز موفق نشد مديران جهادي را ماندگار وزارتخانه كند.
    دهه ي پيش كه قرار شد جهاد سازندگي و كشاورزي در هم ادغام شوند، آنان كه مصادره به مطلوب مي نمودند، كارشناسان اين وزارتخانه را به جان هم مي انداختند و اتاق هاي وزارتخانه صحنه نبرد شده بود براي ختم غائله، وزيري جهادي بر وزارت ادغام شده حكم راند و انصافاً عملكردي مورد تاييد كشاورزي چي ها و جهادي ها داشت.
    در مجموع انتظار اين بود كه با توجه به توصيه مقام معظم رهبري در خصوص توسعه و تسري روحيه جهادي در همه امور، روحيه جهادي تحرك بيشتري به توسعه بخش كشاورزي بدهد و برنامه هاي توسعه كشاورزي بايد نگاه به ارتقاء بهره وري در كشاورزي داشته باشد. روحيه جهادي طلب مي كند جهادگر برنامه هايي نو داشته باشد.
    اينجاست كه در مي يابيم جهادي كه روزي با ارزش ها براي رفع محروميت تلاش مي نمود حالا ديگر نه قامت محروميت زدايي يافته نه قامت توسعه كشاورزي.
     آن روز ها جهاد بودجه و پول مي گرفت تا بين محرومان توزيع يا براي آنان هزينه كند. امروز اما، جهادي بايد در كنار كارشناس كشاورزي به توسعه پايدار بپردازد تا كشاورزي تجاري و اقتصادي شود و ارزش افزوده حاصله، موجب نابودي فقر در روستا گردد.
    يادمان باشد ظرفيت هاي منابع انساني انقلاب آن چنان است كه روحيه جهادي را در همه اقشار معتقد به انقلاب تسري بخشيده است و جهادي بودن فقط يك سابقه خدمتي نيست بلكه يك اعتقاد راسخ به توسعه كشور و آرمان هاي انقلاب در همه سطوح است.
    پس براي رسيدن به اين هدف قاعدتاً بايد مديراني از بدنه بخش، مسئوليت مديريت در سطوح عالي را به عهده گيرند اما يا مديري براي پذيرفتن مسئوليت نمانده يا اينكه توصيه ها و نگاه هاي آمرانه راه را بر رشد مديران با سابقه و كاردان بسته است.
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 80


       مشاهده فهرست مطالب شماره 119