En   /  Tr
27 مرداد 1396 - 18 Aug 2017

فضاي سنگين بر اتاق حاكم است، احتمالاً قرار مصاحبه ما به هم خواهد خورد (رئيس مركز اطلاع‌رساني با دست اشاره مي‌كند كه مصاحبه شايد به وقت ديگر موكول شود) عصبانيت مهندس حجتي پايان نيافته چرا كه دستورات وي و مصوبه شوراي عالي آب ناديده گرفته شده و از طرفي خواسته يك استان به عنوان مصوبه سفر، قالب شده است.

گروه خبرنگاران رسانه ملي حوزه كشاورزي با پيشينه‌ي رتبه نخست بين رسانه‌هاي كشاورزي و با هدف كنكاشي در آنچه كه بوده و هست و بايد باشد و با توجه به آشنايي با روحيه مهندس حجتي درخواست مصاحبه داد و توصيه قائم مقام قبلي و فعلي ايشان نيز موثر افتاد و مصاحبه اختصاصي با حجتي پس از حدود 4 سال تصدي‌گري وزارت در دولت يازدهم در وزارت خانه‌اي كه بهترين دستاوردها را به اعتبار كلام كارشناسان و مسئولين رده بالاي كشور به همراه داشته است، در ميان هجمه خبرهاي ضد و نقيضِ ماندن و رفتن حجتي، شهردار شدن يا صدارت مسكن و شهرسازي يا... (و البته بي‌علاقگي وي به چنين بحث‌هايي)، با لبخند آرامش‌بخش وزير جهاد كشاورزي صورت گرفت.

محمود حجتي نجفآبادي فارغالتحصيل مهندسي عمران كه در خانوادهاي مذهبي تربيت شده، در آغاز فعاليت حرفهاي خود بعد از پيروزي انقلاب وارد جهاد سازندگي شد.

سپس بهعنوان استاندار سيستان و بلوچستان و بعد از آن مدير اجرايي سد كرخه، ايفاي مسئوليت كرد اين سياستمدار اصلاحطلب بعد از آن در كسوت وزير راه و ترابري دولت خاتمي و نخستين وزير جهاد كشاورزي به كشور خدمت نمود و براي نخستين بار ايران را بينياز از واردات گندم كرد و بارقهاي از اميد در بخش كشاورزي ايجاد نمود.

 

در دولت دهم كه خدمات وي قدر دانسته نشد فرصتي يافت تا به صورت شخصي به عنوان يك فعال تمام قد بخش خصوصي در ايام كنار گذاشته شدن از صدارت و در مجموعه شركت‌هاي هلدينگ متعلق به خود به عنوان رئيس هيئت مديره در سدسازي، جاده‌سازي، ساختمان‌سازي، عمليات تكميل برج ميلاد، پروژه‌هاي عمراني در عراق و ... با شركاي بخش خصوصي خود كاركند و به اقتصاد خانواده خود، سروساماني بدهد و موفق شد علاوه بر توان مهندسي در داخل، به صدور خدمات مهندسي روي آورد و در مناقصه‌هاي عمراني در كشور عراق در رقابت با آمريكايي‌ها، فرانسوي‌ها و چيني‌ها و ... پيروز شود و بيش از 350 ميليون دلار ارزآوري كند.

با آغاز كار دولت يازدهم، گرچه حجتي به دليل تخريب آنچه در وزارت جهادكشاورزي ساخته بود تمايلي به حضور مجدد نداشت و به قولي، "همه مي‌گفتند وزير باش اما خودش مي‌گفت نباش" اما بار ديگر به پيشنهاد دكتر عيسي كلانتري، دكتر جهانگيري، سيد اصلاحات و شخص دكتر روحاني براي تصدي وزارت جهاد كشاورزي معرفي شد و توانست از مجلس رأي اعتماد بگيرد.

در شهريور 92 كه وزارتخانه را تحويل گرفت ساختمان و هويت كشاورزي از دست رفته بود و انبارها را خالي از كود و بذر (نهاده‌هاي مورد نياز كشت پاييزه گندم، دانه‌هاي روغني و...) و كشور را وابسته به واردات و وزارتخانه را تهي از نيروهاي كاردان يافت ولي موفق شد طي اين مدت، افتخاراتي چون خودكفايي در توليد گندم، شير، گوشت مرغ و ركورد توليد بي‌سابقه شكر و.. را در پرونده اجرايي خود ثبت نمايد.

حجتي براي اينكه دستي بر آتش كار و تجربه داشته باشد و كشاورزي‌چي بودن و اين تعلق خاطر را تقويت نمايد هم فكري كرده و باغي در منطقه ورامين (در فاصله بين دو صدارت) خريداري نموده و به عملكرد اقتصادي خود در آن باغ افتخار مي‌كند البته اين باغ ماجراها داشت و منابع طبيعي و دولت‌هاي نهم و دهم تا توانستند با وي ناملايمتي كردند بانك كشاورزي وقت از دادن وام به اين واحد كشاورزي طفره رفت، اما حجتي در همان زمان كشاورزي و پسته‌كاري خوبي در 20 هكتار راه انداخته است.

البته رقبا نيز حاشيه‌هاي زيادي در رابطه با فعاليت‌هاي عمراني، تجاري حجتي، انحصار واردات برخي از اقلام پروتئيني، انتصاب اقوام و نزديكان كاري، مالي و حزبي در سمت‌هاي نان و آبدار وزارتخانه از معاون وزيري تا عضويت هيئت مديره برخي از شركت‌هاي وابسته، ثروت چند صد ميليارد توماني، تعلق خاطر سياسي، حزبي، مذهبي و... مطرح مي‌كنند كه حجتي بي‌اعتنا به همه اين حاشيه‌سازي‌هاست؛ شايد به مصداق اين ضرب المثل: « آن را كه حساب پاك است ... »

حجتي با وجود اينكه لحظاتي پيش درگير حفظ حقوق مردم بود اينك لبخند به لب و با آرامش مصاحبه را آغاز ميكند و سؤالها را پاسخ ميگويد.

اگر در امور كشاورزي دو خواسته را درنظر بگيريم يكي توليد محصول (خواسته نظام و اسناد بالادستي) كه شما در برآورده كردن آن موفق بودهايد و ديگري خواسته عاملان توليد كه كشاورزان و روستاييان هستند آيا در برآوده كردن خواستههاي اين گروه و كشاورزمحوري و سودآوري و رفاه آنها و اقتصادي كردن كشاورزي هم موفق بودهايد؟

بله همه به صورت نسبي (نه مطلوب) در برآورده كردن خواسته‌هاي كشاورزان موفق بوده‌ايم. امّا نمي‌شود از كشاورز انتظار داشته باشيم محصولي قابل رقابت در بازار‌هاي جهاني توليد كند، ولي از حمايت‌هايي كه ساير كشاورزان در عرصه بين‌المللي برخوردار‌ند، بي‌بهره باشد.

از طرفي معتقديم كشاورزي و توليد محصولات كشاورزي بايد آرام آرام در رقابت با بازار جهاني و توليدات جهاني قرارگيرد كه سازوكار حمايتي بيشتري مي‌طلبد.

البته بازار جهاني نيز سازوكار و استاندارهاي خود را دارد كه كشاورزان ما، با آن فاصله دارند و حضور در زنجيره‌هاي توليد و بهره‌گيري از دانش روز و سرمايه‌گذاري مي‌تواند دروازه‌هاي جهاني را براي كشاورزي فتح كند.

 

يكي از آرزوهاي شما تغيير نگاه مسئولان نسبت به كشاورزي بوده كه حدود 4 سال پيش مطرح كرديد تا چه حد خود را در تحقق اين آرزو موفق ميدانيد؟

شايد اين قضاوت بايد توسط شما (رسانه‌ها و افكار عمومي) انجام شود، موفقيت‌هاي بخش كشاورزي و اجراي برنامه‌هاي اقتصاد مقاومتي و ارج‌گذاري خدمات كشاورزان و درخواست حمايت از آنان نشان داد كه در تغيير نگاه مسئولان موفق بوده‌ايم.

در دولت يازدهم، كشاورزي يكي از بخش‌هاي مورد توجه و اتكاء بوده است شخص رئيس جمهور بارها در مراسم ملي و مذهبي آمار و ارقام افتخارآميز توليد، مثبت شدن تراز تجاري و تاثيرگذاري كشاورزي در تأمين غذا و امنيت ملي را مورد تاكيد قرار داده است.

همچنين اين موفقيت به تصميم‌گيري‌هاي صحيح مديران ارشدي برمي‌گردد كه نگاه آنان نسبت به كشاورزي تغيير كرده؛ و اين هم نيست مگر لطف و عنايت پروردگار و تلاشي كه توليدكنندگان داشتند و همچنين روحيه و همتي كه رهبري، رياست جمهوري (پشتيبان همواره بخش كشاورزي)، مجلس و به طور كلي مجموعه نظام و دولت داشت.

گروهي معتقدند شما به كشاورزان خرد كه حدود نيمي از توليد را در همه زيربخشها عهدهدارند كمتر توجه ميكنيد و زنجيرههاي كشت و صنعتها و سرمايهداران بزرگ بيشتر مورد توجه شما هستند در اين مبحث، حمايت و نگاه شما چگونه است؟

در وزارتخانه هيچ تقسيم‌بندي در زمينه حمايت يا پرداخت يارانه به كشاورزان از منظر بزرگ مالكي و خرده مالكي يا زنجيره قائل نيستم، به همين جهت مجموعاً در ارتباط با محصولات كشاورزي در جهت حمايت از توليد و پايدار كردن آن به سمت زنجيره حركت كرده‌ايم. يعني سعي شده فاصله بين توليد و مصرف كاهش يابد.

پايداري در بخش كشاورزي و حمايت از توليدكننده به معناي عام است كه شامل كاهش فاصله توليد تا مصرف مي‌شود. ما بايد زنجيره‌ها را توسعه دهيم، زماني كه زنجيره توسعه يابد كشاورزي خرد نيز كه در  آن تعريف مي‌شود حمايت و توسعه مي‌يابد.

البته براي تكميل چرخه‌هاي توليد بايد خود را با موضوعات نوين كشاورزي  كه در تمام دنيا وجود دارد  تطبيق دهيم. ما نمي‌توانيم با ساز و برگ و عمليات صورت گرفته و واحدهاي خرد يا كلان در روش‌هاي معيشتي ديروز محصولاتي در كشور توليد كنيم و بخواهيم در بازار امروز دنيا حضور داشته و انتظار اقتصادي شدن كشاورزي را داشته باشم.

تمام تلاش وزارتخانه اين است كه توليدكنندگان ايراني در سطح جهان حضور يابند و به همين منظور پس از يك سال پيگيري و تلاش، توافقات لازم بين مسئولين عالي رتبه دو كشور ايران و روسيه براي صدور محصولات كشاورزان ايران به آن كشور و همچنين زيرساخت‌هاي مورد نياز در اين رابطه به وجود آمد اما مشكلي كه در اين زمينه وجود داشت، عدم وجود چرخه (زنجيره) كشاورزي بود.

درهاي واردات اين كشور به روي ما باز شد و وارد بازار روسيه شديم، شبكه توزيع روسيه شبكه زنجيره وسيع است. يك شبكه زنجيره‌اي فروش كه در طول 12 ماه ميزان محصول مورد نياز خود را (مثلاً گوجه فرنگي) با مشخصات، رنگ، اندازه، سورتينگ با مقدار محصولي كه به ميزان خاص در هر هفته يا ماه مي‌خواهد حتي با واريته اعلام شده و نوع بسته‌بندي اعلام مي‌كند.

آن وقت توليدكننده ايراني 500 يا 5000 تن گوجه دارد و بدون رعايت خواسته مشتري مي‌خواهد وارد اين بازار شود اما امكان ندارد و تنها در زنجيره اين امكان به وجود مي‌آيد كه تأمين نظر مشتري با حفظ كيفيت و زمان و ميزان ارائه محصول عملي شود. فعلاً در كشور، چنين توليدكننده يا بازرگاني نداريم (كه حتي 60 يا 70 درصد محصول استاندارد را از مزرعه خود برداشت و 30 يا 40 درصد را از ديگر كشاورزان خريده يا تأمين كند) شبكه‌اي عمل كند و پاسخگوي بازار‌هاي منظم جهاني باشد كه به قيمت خوب، متقاضي محصولات ما هستند.

 

سازوكارهاي حمايتي دولت براي توسعه صنايع كوچك (تبديلي و تكميلي) چگونه بوده است؟

صنايع تبديلي، تكميلي و... با هدف ارائه خدمات مورد نياز روستايي بايد در روستاها استقرار يابد تا نياز روستايي در همان محل مرتفع شود. عملكرد و حمايتي كه در اين زمينه وجود دارد مانند ساير حوزه‌ها است.

به طور كلي بايد جايي كه محصولي توليد مي‌شود، منابع تسهيلات و امكانات و خدمات در مناطق توليد تعريف و هزينه شود تا باعث كاهش  مهاجرت از روستا به شهر ‌شود (برآورده كردن يكي از اهداف كلان ملي) و توسعه روستايي را به جود ‌آورد. دوم اينكه هزينه‌ها و قيمت تمام شده محصول در مناطق روستايي كمتر از شهرها و حاشيه‌ها است. و سوم اينكه فرزندان توليدكنندگان مناطق روستايي، فارغ التحصيل و متخصص رشته‌هاي مختلفي هستند  كه در همان مناطق  با هزينه كمتري، فعاليت‌هاي كشاورزي را توسعه مي‌دهند كه اين مهم، توسعه روستايي را در پي دارد.

پس از ادغام نواحي صنعتي روستايي در شهرك‌هاي صنعتي پيشنهاد ما، ايجاد نواحي صنعتي روستايي در كنار شركت شهرك‌هاي صنعتي با حمايت و پشتيباني دولت بود تا حمايت بيشتري از صنايع تبديلي، غذايي، تكميلي و بسته‌بندي به عمل آيد؛ زيرا نواحي صنعتي هنوز خودكفا نيستند اما شهرك‌هاي صنعتي به دليل ارزش افزوده حاصل از استقرار در حاشيه شهرها مي‌توانند خودكفا و خودگردان باشند.

اگر چيدمان كشاورزي درست باشد، با كمك دولت بايد كارخانه‌ها نزديك محل توليد محصول باشند درحالي كه بسياري از صنايع در حاشيه شهرها است و متأسفانه هنوز نواحي صنعتي آن‌طور كه بايد و شايد (حداقل از نظر تعداد) گسترش نيافته؛ به طوري كه امروز، ماهي صيد شده از سواحل بندرعباس و چابهار با طي بيش از 1500 كيلومتر در كرج فرآوري و تبديل به  كنسرو مي‌شود كه علاوه بر اينكه هزينه‌هاي توليدي را بالا مي‌برد موجب مهاجرت روستاها و تراكم جمعيت در كلان شهر‌ها مي‌گردد.

تراز تجاري بخش كشاورزي در سال 92 منفي 8 ميليارد و يكصد ميليون دلار بود كه پارسال به منفي سه ميليارد و نود ميليون دلار رسيد و در افق 1404 اين تراز قرار است صفر شود، در حالي كه برخي اقتصاددانان آن را بعيد ميدانند. ساز و كار اجرايي چنين وعدهاي چگونه است؟ 

طي اين مدت، علي‌رغم افزايش سه، چهار ميليوني جمعيت و ميزان مصرف، درحدود 5 ميليارد دلار، تراز بازرگاني كشور به دليل افزايش توليد محصولات كشاورزي در ارتباط با  كاهش واردات غذا بهبود پيدا كرد. البته بخشي از اين كاهش واردات در سال‌هاي اول به دليل كاهش حدود 20 يا 30 درصدي قيمت جهاني غذا بوده است.

حتماً فراموش نكرده‌ايد كه يك قلم كالاي وارداتي گندم 6 ميليون تني، (هر تن به ارزش 300 دلار) حدود 2 ميليارد دلار به سهم واردات اضافه مي‌كرد يا يك و نيم ميليون تن واردات شكر كه امروز به 500 يا 600 هزار تن كاهش يافته موجب شد علاوه بر ايجاد اشتغال و افزايش بهره‌وري از منابع داخلي از خروج ارز پيشگيري شود و حجم واردات كاهش يابد.

استمرار آن حركت موجب شد تا دست‌يابي به رقم صفر تراز تجاري بخش‌هاي كشاورزي را در افق ده ساله قرار دهيم. چرا كه معتقديم در برخي محصولات، هنوز جاي افزايش بهره‌وري و افزايش توليد همراه با كاهش ميزان مصرف آب، تعادل بخشي آب‌هاي زير زميني (بر اساس الزامات برنامه‌هاي ششم و هفتم توسعه) وجود دارد. به عنوان مثال اگر در جنوب ايلام و خوزستان به ميزان مورد نياز كارخانه قند داشتيم نياز به واردات شكر نبود. در حال حاضر در حدود پنج كارخانه 10 هزار تني در آن مناطق نياز داريم تا بتوانيم چغندرقند كشت پاييزه كه بخش عمده آب مصرفي آن، آب سبز است و باعث كاهش واردات شكر مي‌شود توليد كنيم.

افزايش توليدي كه در محصولات ديگر داريم مانند توسعه صيد و صيادي، طرح‌هاي اقتصاد مقاوتي و مزيت‌هاي اقليمي كه در كشور وجود دارد در صورت استفاده بهينه (زعفران، گياهان دارويي، ميوه تره‌بار، توسعه گلخانه‌ها و...) مي‌تواند موجب توسعه صادرات باشد. براين اساس فكر مي‌كنم در افق 1404 تراز بازرگاني به صفر خواهد رسيد و اين شدني است. اما به طور كلي هرچه اين منحني به سمت صفر حركت كند، شيب آن كندتر و نرم‌تر خواهد بود.

پراكندگي تشكلها و در بسياري موارد، مولوكالطوايفي عمل كردن تشكلهاي موازي و البته عدم واگذاري وظايف وزارتخانهبه آنها، عامل بسياري از تشتتهاست. آيا ساماندهي و به رسميت شناختن تشكلهاي واقعي، شدني نيست؟

هنوز در دوره گذار و در حال مشق كردن كار جمعي، تعاوني و تشكل هستيم. متأسفانه تشكل‌ها هنوز نظام‌مند نشده‌اند، هنوز ياد نگرفته‌ايم منافع جمع را منافع خود بدانيم. بايد باهم كار كردن را تمرين و باور كنيم، اين مشكلات خاص كشور ماست كه بايد رفع شود. البته به شهادت تاريخ كه مستندات آن نيز وجود دارد در برخي موارد بسيار خوب كار كرده‌ايم مانند قنات كه در طول هزاران سال همچون يك تعاوني يا اتحاديه موفق عمل نموده و منافع جمع در نظر گرفته شده است. اما در مجموع كمتر ياد گرفته‌ايم با هم تعامل، همكاري و هم‌پوشاني كنيم تا منافع فرد بر منافع جمع تفوق نيابد.

بايد تمرين كنيم، آموزش ببينيم و با تمام وجود اين مهم را باور كنيم البته مشكل مهم‌تر، اين است كه در كشور ما تشكل‌هاي كشاورزي دو جا شكل مي‌گيرد (دو وزارتخانه) در حالي كه در دنيا يك متولي دولتي دارد، اين‌ها و ساير مشكلات در سر راه نقش آفريني مناسب تشكل هاست، كه بايد برطرف شود.

 

برخي با كم رنگ كردن نقش شما در خودكفايي گندم؛ افزايش توليد را به شرايط خوب اقليمي، بارندگي و شانس نسبت داده و حتي سؤال ميكنند چرا برنامه گندم را سه چهار ساله قول داديد اما ساير محصولات 8 تا 10 سال؛ كدام قضاوت صحيح است؟

اگر توليد افزايش يافته و به اهداف رسيده‌ايم بايد بررسي كنيم چه اقداماتي موجب افزايش توليد شده است. عده‌اي كه بارش باران را عنوان مي‌كنند، مطلع هستند بارش‌ها در سال‌هاي قبل از حضور و مسئوليت بنده در وزارت جهاد كشاورزي هم در همين حد وجود داشت؛ آنچه در گندم قابل ذكر است كاهش سطح زير كشت همراه با افزايش محصول و بهره‌وري از آب بوده، به طوري كه عمده دليل در اين افزايش توليد، بعد از لطف خدا و همت كشاورزان، حمايت‌ها (تجهيز و نوسازي ناوگان ماشين‌هاي بخش كشاورزي و توسعه مكانيزاسيون به‌عنوان عاملي مهم در كاهش ضايعات و افزايش توليد) و ديگر خدماتي است كه به زراعت گندم و گندم‌كاران قبل از مزرعه تا برداشت و خريد ارائه شده است. مبارزه با آفات و بيماري‌ها نيز تأثير 30 يا 40 درصدي در ميزان برداشت محصول دارد.

بعد از مكانيزاسيون، تأمين بذرهاي جديد متناسب و سازگار با اقليم مطرح بود چرا كه در مقابل بيش از 400 هزار تن نياز به بذر گواهي شده گندم، تنها حدود 200 هزار تن توليد مي‌شد. علاوه بر آن، در دنيايي كه هر سال بذور جديدي عرضه يا از دور رقابت خارج مي‌شود، مثلاً بذر گواهي شده گندم «چمران» 20 سال بود در خوزستان استفاده مي‌شد در حالي كه سال‌ها موضوعيت خود را از دست داده بود.

بر همين اساس طي تعامل‌هايي كه با كشورهاي صاحب دانش در ارتباط با يافته‌هاي جديد بذر، كود و ساير موارد(به‌ويژه در ارتباط با موسسات بين‌المللي ايكاردا و سميت) بوجود آمد، قراردادهايي منعقد شد، كارشناساني كه آمدند و تعهداتي كه سازمان‌هاي بين‌المللي انجام دادند بسيار چشمگير بود.

معتقدم بخشي از اظهار نظرها و قضاوت‌هايي كه در مورد خودكفايي گندم مي‌شود به عدم اطلاع برمي‌گردد عده‌اي كه بارندگي را مطرح مي‌كنند اگر به جداول و ميزان بارندگي‌ها توجه كنند در مي‌بايند بارندگي در مقايسه سال پيش، تفاوت چنداني نداشت و امسال هم 15 تا 16 ميليمتر از بارندگي معمول ايران كمتر است.

اين‌كه چرا گندم مورد توجه بيشتر قرار گرفته بايد گفت: نزديك به شش ميليون هكتار از 13 ميليون هكتار اراضي آبي و ديم تحت كشت گندم قرار مي‌گيرد كه با كاهش سطح زير كشت به حدود 5 ميليون و 700 هزار هكتار رسيده است؛ با اين محاسبه و واقعيت پيش‌رو نمي‌توان نقش گندم با سطح زيركشت نزديك به 6 ميليون هكتاري (45 تا 50 درصد كل سطح زير كشت زراعت كشور) را با ساير محصولات مقايسه كرد.

معتقدم منتقدين ما اطلاعات زيادي ندارند كه توفيق گندم را به بارندگي (كه مانند ديگر سال‌هاست) و شانس نسبت مي‌دهند. اين‌ها حاصل حمايت و پشتيباني دولت، اتخاذ سياست‌هاي صحيح و مديريت همكاران من و تلاش مضاعف كشاورزان و لطف خداست.

چرا گندم 3-4 ساله اما ساير محصولات 7-8 ساله؟

در ارتباط با دانه‌هاي روغني كه قول 7 – 8 ساله داده شده، كشاورزان در سال‌هاي 75 – 80 دانه روغن كلزا را تا 400 هزار هكتار كشت كردند اما با بدعهدي دولت روبه رو شدند، محصول روي دستشان ماند و توليد، اقتصادي عمل نكرد. اين بود كه پس‌زدگي كشت حادث شد و (در سال 92 دولت يازدهم) مردم براي كشت كلزا آمادگي نداشتند، البته بذر كلزا هم وجود نداشت و بذر F2 توزيع شده ماشين بذركار كلزا هم نداشتيم كه همه اين‌ها آسيب رساند، اما به لطف خدا در سال 94 هم كشاورزان را آماده كرديم و هم بذر مورد نياز تأمين شد و امسال حاصل آن 3 برابر نسبت به سال گذشته بيشتر است ولي رقم تا نقطه هدف‌گذاري پايين است.

در همان ايام اكثر كارخانه‌هاي روغن‌كشي براي واردات روغن خام و تصفيه آن آمادگي داشتند و اسم آن را هم توليد مي‌گذاشتند. آن‌ها كه خط طولاني‌تري داشتند تصميم به واردات دانه و روغنگيري داشتند كه در بدو ورود دولت يازدهم، همان كارخانه‌ها، دانه را هم تحويل نمي‌گرفتند. همه ترجيح مي‌دادند از نظر تعرفه و مكانيزم كار و قيمت، روغن خام وارد و صاف شود و تمام روغن‌كشي‌ها تعطيل بود. سال گذشته 2 ميليون تن دانه وارد كشور شد و اميدوارم روزي برسد كه تمام دانه در داخل كشور توليد و فراوري شود.

در مبحث چغندرقند نيز كارخانجات ترجيح مي‌دادند بخش توليد شكر از چغندر را تعطيل كرده، شكر قهوه‌اي وارد و در ايران تصفيه نمايند و نام خود را توليدكننده گذاشته‌اند و 5/2 تن واردات شكر، حاصل آن تفكر بود، حالا هم با توسعه كشت پاييزه، در مقابل توليد موضع گرفته و صداي خود را بلند كرده‌اند.

دولت اگر ميخواهد از كشاورزان حمايت كند بايد قيمت تضميني را در زماني و به گونهاي بپردازد كه رقيب دلالان باشد و كشاورز فروش به دولت را به فروش به دلالان ترجيح دهد آيا خريد تضميني ناكارآمد نيست؟

خريد تضميني ناكارمد نبوده اما دولت نمي‌تواند منابع ريالي خود را تأمين كند. تصدي‌گري دولتي عمدتا هزينه‌بر بوده و مشكلات خاص خود را به دنبال دارد. با توجه به قانون برنامه پنجم، بحث قيمت تضميني را مطرح كرديم و با مصوبه دولت در حال حاضر سومين سال است كه جو و ذرت را با قيمت تضميني خريد مي‌كنيم.

قيمت تضميني يعني ما محصول را تحويل مي‌گيريم و در بورس عرضه مي‌شود و درصورت پيدا كردن خريدار، پول توليدكننده پرداخت و مابه التفاوت آن تا قيمت تضميني توسط دولت كارسازي مي‌شود. اگر هم خريدار پيدا نكرد طي 15 روز، طبق ابلاغيه بنده، شركت‌هاي مباشر بورس موظف هستند محصول را خريداري و پرداخت وجه نمايند كه محصول روي دست توليدكننده نماند.

البته امسال دولت اجازه ورود و عرضه گندم را به صورت آزمايشي و محدود در بورس داده است، تا در صورت موفقيت، بار دولت كاهش پيدا كند.

همواره بايد از خودمان طلبكار باشيم

تا به موفقيت بيشتري دست پيدا كنيم

دكتر كلانتري كه مدافع، حامي و يكي از معرفين با نفوذ شما در دولت يازدهم بود اينك ميگويد رويه فعلي برداشت محصول و عدم كاهش استحصال آب، در 10 15 سال آينده كشاورزي ما را نابود ميكند به همين جهت به افراد ديگري براي تصدي وزارتخانه در دولت دوازدهم نظر دارد. دليل تغيير نگاه مشاور معاون اول چيست و چه توجيهي دارد؟

درخصوص نحوه استحصال آب و عدم تعادل سفره‌هاي زيرزميني مشكل داريم كه در دولت يازدهم اقدامات قابل توجهي صورت گرفته و بهبود يافته (طبق گزارش ارائه شده از سوي مدير عامل آب منطقه‌اي آذربايجان شرقي، پايش چاه‌هاي پيزومتري حاكي از به تعادل رسيدن سفره‌هاي زيرزميني در آن منطقه است كه اين موضوع گواه بر تلاش‌هاي صورت گرفته است و اميدواريم سرمايه‌گذاري كلان دولت در رابطه با آب مثمرثمر باشد).

علاوه بر آن طي يك سال حدود 25 هزار حلقه چاه مسدود شده است، تحويل حجمي آب هم مي‌تواند در تعادل‌بخشي كمك كند كه در دستور كار ماست.

بحث‌هاي آبخيزداري در تقويت سفره‌هاي زيرزميني بسيار موثر است و به منظور تحقق قانون برنامه ششم به مجلس درخصوص عملياتي شدن تعادل بخشي به سفره‌هاي زيرزميني با همكاري وزارت نيرو هم‌پيمان شده‌ايم.

بنابه دلايل فوق، ادعاي گفته شده در زمينه نابودي كشاورزي در 10 – 15 سال آينده را قبول ندارم و اين نگاه كارشناسي نيست.

به طوري كه اعتقاد بر اين است كه همراه، همگام و سازگار با محيط‌زيست و اقليم، ظرفيت‌هاي مغفول مانده زيادي به منظور افزايش بهره‌وري داريم كه اگر مورد استفاده صحيح قرار بگيرد و فشارهاي وارده به سفره‌هاي آب را كاهش دهيم هيچ كدام از مشكلات گفته شده حادث نمي‌شود، و آب پايدار و كشاورزي پايدار حفظ ‌مي‌گردد. البته شروطي نيز در اين زمينه لازم است كه مراقبت از افزايش بهره‌وري با امكانات، دانش روز و تجربه صورت بگيرد.

وزير قبل از شما، دكتر خليليان، همچون برخي ديگر از منتقدين، به تحصيلات مهندسي عمران شما انتقاد وارد كرده و ميگويد خانه از پايبست ويران است!

در مديريت بخش كشاورزي رشته‌ها، شاخص‌ها و تخصص‌هاي مختلف داريم اما در بحث وزارت، شناخت ملاك و قدرت مديريت مطرح است. اينجا نگاه اقتصادي بايد مطرح باشد در غير اينصورت درموضوع بهره‌وري آب، گرچه متخصصين امر مديريت كرده و فعال بودند اما نتوانستند آن‌طور كه بايد در اين زمينه چاره انديشي كنند.

به همين ترتيب اگر بنده مهندس دامپروري بودم، مشكل نداشتم؟ يا چنانچه در زمينه آبزي‌پروري يا باغباني يا آب تخصص داشتم در زمينه‌هاي ديگر چه بايد مي‌كردم و يا بر عكس. البته هر شخصي مختار است نظر خود را داشته باشد اما كج فهمي نبايد حادث شود و من پاسخي براي اين توهين‌ها ندارم.

مگر قرار است من در مزرعه شخم بزنم يا بذر بكارم، گرچه من خودم كشاورز هستم و از نوجواني در مزرعه بودم و نسبت به خيلي از مدعيّان اطلاعات و تخصص‌هاي كشاورزي، عمليات كشاورزي را بهتر مي‌دانم و اجرا كرده‌ام و حاضرم با متخصصين در يك مزرعه كار كشاورزي انجام دهم و متخصصان قضاوت كنند.

دوغ و دوشاب بايد با هم فرق داشته باشد...

انجام كار عمراني و ساخت و ساز و جاده و سد و بزرگراه و برج سخت تر است يا مديريت ملي كشاورزي؟ چرا؟

بايد توجه داشت كه هر كاري هم سخت است و هم ساده، به نحوي كه اگر دل در گرو كار داشته باشيم شرايط سخت مي‌شود و فشار و استرس وارد مي‌آيد. اما اگر احساس مسئوليت و توان مديريت نباشد، دنيا را آب مي‌برد و مدير را خواب، چنين مديري صبح تا آخر وقت اداري كارتابل مي‌بيند و والسلام.

سال 84 از دولت بيرونمان كردند و پس از آن و با توجه به شرايط سني و همچنين از بين رفتن منابع كشاورزي، به واسطه مديريت‌هاي اشتباه (در برهه‌اي از زمان در دوره اول واردات شكر را به 400 تا 500 هزار تن كاهش دادم اما چه شد كه در دولت‌هاي بعدي به 5/2 ميليون واردات شكر رسيد يا گندم را بيش از نياز توليد مي‌كرديم اما در دولت‌هاي بعدي به بزرگترين وارد‌كننده تبديل شديم)، وقتي حاصل 5 سال كار بي‌وقفه و زحمت را چنين بر باد رفته ديدم علاقمندي‌ام به حضور در بخش خصوصي و كارهاي عمراني و زيرساخت‌ها بيشتر شد و در آنجا متمركز شدم كه البته آسان‌تر از مديريت كشاورزي بود.

يعني دلگير شديد و قهر كرديد؟

نه، دلگير شخصي نشدم اما منافع ملي كشور زير سؤال رفته بود. البته بالاخره بايد دوغ و دوشاب با هم فرق مي‌كرد كه نكرد. ضمن اينكه من دولت را ترك نكردم آن‌ها مرا بيرون كردند و عملكردشان در دولت‌هاي بعدي با رقم و عدد و ارزهاي خارج شده مشخص است. خب من هم بعد از آن، به كار شرافتمندانه عمران و سازوكارهاي مديريتي بخش خصوصي روي آوردم.

در اين مدت جداي از سازوكارهاي مديريتي، بيشتر وقتم را بر روي صدور خدمات فني مهندسي تمركز كردم كه در پي آن هلدينگ، حدود 350 ميليون دلار قرارداد خارجي منعقد كرد. كارهاي بزرگ و منحصر به فردي انجام مي‌داديم، مانند ساخت بزرگترين استاديوم المپيكي با 60 هزار صندلي در عراق و...‌،  حالا عده‌اي انتقاد مي‌كنند حجتي پس از خروج از وزارتخانه چرا چنين كارهايي در بخش خصوصي انجام داده. اگر بيرون مي‌رفتم و كار نمي‌كردم آنوقت خوب بود يا اگر توانايي نداشتم و تخصص و مديريت مرا در بخش خصوصي قبول نداشتند و كار نمي‌گرفتم خوب بود؟! بايد حتماً برمي‌گشتم و نان‌خور دولت مي‌شدم و كارتابل مي‌ديدم؟

من علاوه بر ايران در خارج، براي كشورم اعتبار كسب كردم، در مناقصه‌هايي حضور پيدا كردم كه مشاور يكي از شركت‌كنندگان در مناقصه آمريكايي بود در شركت‌هاي ديگري مشاوران فرانسوي و چيني، هندي، اروپايي حضور داشتند و در بين آن‌ها رقابت كردم و برنده شدم. اما انگار سرنوشت مسير ديگري برايم رقم زده بود.

 

چرا هنگاميكه آقاي صحرائيان با پيام بزرگان براي پذيرفتن دوباره وزارت به عراق آمد در بازگشت به تهران باز به امام رضا(ع) پناهنده شديد؟

در عراق در حال انجام چنين كارهايي بوديم كه امكان رها كردن آن نبود. و 4 سال پيش در اين ايام، زماني كه از عراق برگشتم چون ماه مبارك رمضان بود در مشهد قصد ده روز كردم و اصرار بزرگان و احساس مسئوليت، بار ديگر مرا به اين وادي كشاند و از رياست هيئت مديره هلدينگ و تمام مسئوليت‌هاي بخش خصوصي استعفا كردم و تمام فكرم معطوف به كشاورزي شد و امروز از اينكه لطف خدا شامل حال من و همكارانم شده خرسندم.

جمعيتي از كشاورزان و مديران، به آينده صدارت شما دلبستهاند تا تعهدات 1404 عملي شود. شايعات زيادي در مورد شهردار شدن يا مسئوليت ديگري در هيات دولت، مطرح است.

با اين همه بارها گفتهايد مديريت كشاورزي را در دولت دوازدهم نميپذيريد! دلگيريد؛ يا دلنازك شدهايد؟

9 سال كمابيش در اين وزارتخانه فعال بوده‌ام. شما 4 سال ديگر هم همين سؤال را خواهيد داشت، خب آن‌وقت چي؟ به نظرم الان كه دولت همان دولت و رئيس جمهور همان رئيس جمهور است، بهترين فرصت براي معرفي نيروهاي پرتلاش است و در دولت بعدي ريسك آن بيشتر است.

علاوه بر اين‌ها دوره مديريت به سن و ميزان توانايي و انگيزه در رفع مشكلات و فائق آمدن بر آنها بستگي دارد و از طرفي پس از گذشت 9 سال حضور در وزارتخانه بايد به جوانترها موقعيت و ميدان داد.

البته من فدايي نظام هستم و در صورت تشخيص بزرگان تا آخرين لحظه در خدمتم اما معتقدم افرادي جوان‌تر، جديدتر و فعال‌تر بايد بيايند، مديراني كه همواره با مشكلات برخورد كنند. مديريت هم دوره‌اي دارد و پس از آن بايد جابه جا شود.

همه اين مسائل دست به دست هم داده و از قبل هم مطرح كرده‌ام كه بايد فكري كنند. البته من گفته‌ام اگر ما را قبول داشته باشند در خدمت نظام و بخش هستيم و كمك فكري و نظر مي‌دهيم. اين خيلي بهتر از آن است كه ما را بردارند و فرد ناهمگوني را براي ادامه كار بگذارند و از فردا تمام عملكرد و سياست‌ها را با سليقه خود عوض كنند.

چرا پيچ بلندگوي وزير بلندتر نميشود؟!

همكاران من از رسانهگريزي شما گلايهمندند و برخي معتقدند اگر ميتوانستيد حتي روابط عمومي را حذف ميكرديد، در حالي كه بخش كشاورزي همانند صنعت، رسانهاي عمل نميكند و در حقيقت به تبعيت از شما برخي از معاونين هم رسانهگريز شدهاند و تنها عملكرد روابط عمومي است كه در بسياري موارد از طرف كل وزارتخانه حرف ميزند يا موضعگيري ميكند.

در صنعت و تجارت و خدمات، رسانههاي تخصصي از جايگاه ويژهاي برخوردارند و حمايت ميشوند اما در وزارت جهاد كشاورزي هزينهاي براي توسعه و پايداري اطلاعرساني منظور نميشود چرا صداي بلندگوها را بيشتر نميكنيد؛ به ويژه رسانههاي تخصصي را؟

روابط عمومي وزارتخانه درمورد رسانه‌ها هشيار است و آنها را رصد مي‌كند و در جاي مقتضي اگر نياز باشد پيگير مطالب هم خواهيم شد و اين موضوع را به روابط عمومي وزارتخانه نيز تذكر مي‌دهم. اما حقيقت موضوع اين است كه تربيت خانوادگي و زندگي من طوري بوده است كه به دنبال مطرح كردن خود نبوده و نيستم.

حتي در جمع خانوادگي هم چنين بوده‌ام در نوجواني و ايام تحصيل هنگامي كه معلم مي‌پرسيد چه كسي فلان درس را مي‌داند گرچه كاملاً به درس و مطلب اشراف داشتم دست بلند نمي‌كردم. بد نيست خاطره‌اي نقل كنم:

روزي معلم عربي دبيرستان كه از اصفهان آمده بود براي امتحان شفاهي از شاگردان خواست هركسي آمادگي كامل دارد و درس را بلد است پاي تخته حاضر شود. يكي، دو نفر كه خود را شاگرد اول مي‌پنداشتند با فراخوان معلم پاي تخته رفتند و خود را مطرح نمودند، نمرات 12 و 13 گرفتند، بقيه بچه‌ها به نوبت امتحان دادند تا چند روز بعد نوبت من رسيد و اكثر سوالات را پاسخ و به نظر خودم، بالاترين نمره كلاس را دريافت كردم. چند روز پس از پايان امتحان عربي؛ معلم در كلاس اعلام كرد تمام نمرات زير 13 است اما يك نفر نمره 18 گرفته آيا بچه‌ها مي‌دانند كيست؟ من در حالي كه مي‌دانستم، باز هم روحيه اظهار وجود و عرض اندام نداشتم.

هركس حدسي زد تا نهايت معلم اعلام كرد: محمود حجتي 18 گرفته. اين شد كه هم معلم و هم ديگر دانش‌آموزان به عملكرد من شك كردند كه شايد نمره 8 بوده و اشتباهي 18 نوشته شده، يعني به قيافه من نمي‌آمد كه بالاترين نمره را داشته باشم من هم از خودم دفاع نكردم. نتيجه اين شد همان مدعيان شاگرد اولي درخواست امتحان مجدد از من داشتند و چنين شد كه در امتحان مجدد نمره 20 گرفتم.

من رسانه‌ها را دوست دارم و معتقدم رسانه‌ها بايد عملكرد ما را نقد كنند، تعامل كنند و خود را در ارتقاء كشاورزي سهيم بدانند، اما روحيه فضاسازي رسانه‌اي و بهره‌برداري ندارم.

آيا ساختمان كاخ شيشهاي كشاورزي(كه كمپيني براي بازگرداندن آن تشكيل شده) پس گرفتني است يا بايد به همين ساختمان طالقاني دلخوش كنيم؟

اگر كاخ شيشه‌اي پس گرفتني بود كه پس مي‌گرفتيم، البته آنجا و بلوار كشاورز يك نماد مهم و تاريخي بود و وانهادن و دادن آن، كار اشتباهي بود اما مجموعه‌اي كه اينك احداث شده بهتر، راحت‌تر و امروزي‌تر ساخته شده و به همه معاونت‌هاي ادارات و واحد‌ها سرويس مي‌دهد. اين مجموعه بر اساس نياز وزارتخانه و سرويس‌دهي به متقاضيان تأسيس شده است.

با تلاش شما بانك كشاورزي به كفايت سرمايه رسيد و علاقمندي بانكهاي خارجي به سرمايهگذاري يا مشاركت با بانك كشاورزي را درپي داشت؛

آيا ميتوانيم منتظر ارائه تسهيلات اين بانك با نرخ 4 5 درصد به كشاورزان سود باشيم؟

خوشبختانه بانك كشاورزي مرز كفايت سرمايه را پشت سرگذاشت، اما در صورت مشاركت بانكداران خارجي بايد به ريسك قيمت ارز و نوسانات آن هم توجه داشت. البته اگر بيمه‌اي ريسك نوسان قيمت ارز را بيمه كند همان عينا منتقل مي‌شود و از محل ارز، وام ارزان قابل دسترسي است. با توجه به اينكه ريسك ارز بالاست و به عنوان نمونه در همين رابطه در سال‌هاي اول دهه 90، دلار 1200 توماني ناگهان به 4800 تومان افزايش پيدا كرد.

اما در شرايط معمول اگر متوسط ريسك ارز سالي 10درصد در نظر گرفته شود تا زماني كه به تثبيت واقعي برسيم، خوب است. در غير اين صورت كسي نمي‌تواند مسئوليت چنين ريسكي را عهده‌دار شود.

 

نه فقط براي گندم ؟

در هر دوره صدارت، جشن ملي گندم برگزار شد اما چرا محصولاتي چون شير و گوشت مرغ كه با افزايش توليد و حتي صادرات مازاد محصول، طلا گرفتند يا شكر كه معجزهوار افزايش يافت شايسته قدرداني ملي و جشن شكرگزاري نبودند؟

گندم نماد امنيت غذايي در وزارتخانه محسوب مي‌شود و جشن در حقيقت براي خودكفايي در برداشت محصول صورت گرفت. هنگامي كه كشاورزان در يك امر ملي به موفقيت مي‌رسند وظيفه دولت است كه آن‌ها را تشويق كند.

نخستين گام از اين موفقيت با گندم عملياتي شد و الباقي محصولات با خودباوري زارعين، دامداران و مرغداران علاوه بر افزايش بهره‌وري و تأمين نياز كشور، صادر شد.

در مورد شكر، سنديكاي توليدكنندگان ذيربط و معاونت زراعت در حال تدارك مقدمات برگزاري آن است در رابطه با گوشت و تخم‌مرغ و شير هم راه را هموار كرده‌ايم كه انشاءالله وزير بعدي مي‌آيد و براي اين پيشرفت‌ها و رشد بهره‌وري جشن مي‌گيرد.

حجتي را خسته كرديم و جلسه بعدي بدون حضور وزير معطل مانده‌است. در پايان 2 ساعت گفتگو من ماندم و چند سؤال باقي مانده و جاي خالي وزير كه با يك خداحافظي كوتاه و قبل از آنكه منتظر رفتن گروه روزنامه‌نگاران باشد در ميز كناري، جلسه‌اي با حضور مهندس جوادي، مهندس مهرفرد و فتاح تشكيل داد.

سوالاتي همچون:

جوانترسازي كابينهاي كه هم روحاني هم جهانگيري قولش را دادهاند و چهل نفر كانديداهايي كه براي ميز وزارت كمين كرده‌‌اند چگونه قابل تفسير است؟

• در رابطه با نظر دكتر كلانتري و مهندس كشاورز كه وزارتخانه مملو از نيروي مازاد است

و بيش از 10 – 15 هزار پرسنل نياز ندارد چه قضاوتي دارد؟

• چرا در آرم وزارتخانه كلمه "جهاد" 100 درصد بزرگتر از كلمه "كشاورزي" و به صورتي نابرابر آمده و بعد جمله "همه با هم" درخواست شده؟

اين موضع‌گيري سياسي است يا تخصصي؟

• آيا موسسات جهادي، در وزراتخانه فراقانوني عمل مي‌كنند؟ نظارت‌بر بودجه‌ها، هزينه‌ها، اختيارات و واگذاري آنها چگونه اعمال و اعلام مي‌شود؟

• چرا برخي از مديران ارشد، اشتغال در كشاورزي را اشتغال بي‌حاصل (بي‌درآمد) مي‌نامند؟

• با فرض اينكه سالانه 25 هزار چاه آب غيرمجاز مسدود شود و با فرض اينكه از اين پس هيچ چاه غيرمجاز ديگري حفر نشود آيا 20 سال زمان براي مسدود كردن همه‌ي چاه‌هاي غيرمجاز منطقي است؟

طرح 550 هزار هكتاري جهادنصر هنوز به نتيجه نرسيده و محل مناقشه هزينه = فايده است كه طرح عظيم پرورش ماهي در قفس و ... به نصر سپرده شده است،

آيا حواشي و شايعات مطرح‌شده واقعيت دارد؟

• آيا با قوانين سرمايه‌گذاري خارجي كه برخي قوانين آن به 85 سال پيش (1310) بر مي‌گردد اميدي هست كه خدا پس‌كله سرمايه‌دار خارجي بزند تا دلار و يورو بياورد و در طويله‌ها و مرغداري‌ها و در خاك و زمين ايران بريزد؟

• ثروت حجتي چقدر است و اينكه فرزندانش چه مي‌كنند؟ آيا در بين آنها كسي تمرين صدارت مي‌كند؟

• هنگامي كه بازنشستگي از خدمات دولتي به انتخاب، اجبار يا قضا و قدر سر مي‌رسد آيا حجتي به گل و گلكاري در باغ و مزرعه‌اش مي‌پردازد يا در شركت‌هاي زيرمجموعه هلدينگ خود درآمدزايي مي‌كند؟

• و...

 

اميدوارم به تناسب اطلاعاتي كه از روحيه و عملكرد مهندس حجتي داريد

پاسخ سؤالها را حدس بزنيد



نظرخواهی درباره این مطلب