En   /  Tr
27 مرداد 1396 - 18 Aug 2017

دكتر عيسي كلانتري : مهندس عباس كشاورز، وزير پيشنهادي و مورد حمايت من است

عيسي كلانتري 65 ساله و دكتراي فيزيولوژي و بيوشيمي محصولات زراعي از امريكا، و چند دوره وزير كشاورزي ايران بوده است.

كلانتري رك‌گو، صريح الهجه، پركار و يكي از چهره‌هاي صاحب نام كشاورزي ايران در جهان است. او هم اينك دبير ستاد احياي درياچه اروميه و مشاور معاون اول رئيس جمهور در امور آب است.

خانه كشاورز از ابتداي تاسيس، كلانتري را به عنوان دبيركل (شايد مادام العمر) پذيرفته است.

ظهر يك روز رمضان با آخرين وزير كشاورزي ايران در مورد شاخصه‌هاي وزير كشاورزي آينده به گفتگو نشستيم.

امروزه بزرگترين مشكل كشاورزي كشور بحران آب است و بايد استحصال آب كم شود در حالي كه آب تجديدپذير 88 ميلياردمترمكعب است مصرف آب 96 ميليارد مترمكعب است يعني به جاي اينكه 40 يا 50 درصد منابع تجديدپذير مصرف شود 107 درصد مصرف مي‌شود.

پايداري در كشاورزي شامل 4 اصل است:

• توجيه اقتصادي داشته باشد

• مخرب محيط‌زيست نباشد

• توجيه اجتماعي داشته باشد

• حق و حقوق نسل‌هاي بعد را محفوظ نگه دارد

توصيه بعدي من اين است كه وزير كشاورزي آينده قوانيني را كه در برنامه ششم به بخش كشاورزي تحميل شده اصلاح كند، زيرا سياست‌هاي برنامه ششم براي كشاورزي برنامه درستي نيست و منافع ملي را لحاظ نكرده، در راستاي بهبود وضعيت آب نيست و اين بحران را تشديد مي‌كند.

با ارائه تعاريف درست از بهره‌وري، بهره‌وري اقتصادي آب را دنبال كند و آب را حجمي تحويل كشاورزان بدهد. بهره‌وري ماده خشك را بالا ببرد. اطلاعات و آمار صحيح به حاكميت بدهد تا هم سياست‌هاي حاكميت اصلاح شود و هم منافع ملي تخريب نشود. در اين صورت هركس وزير شود كاربر اصول مي‌گردد و سيستم بهبود پيدا مي‌كند.

هر مترمكعب آب پشت سدها 1000 تومان هزينه برمي‌دارد در حالي كه ارزش آب در ايران صفر در قيمت تمام شده محصول محاسبه نمي‌شود. كشاورز بايد بداند وقتي از منابع زير زميني استفاده مي‌كند 15 تا 20 درصد هزينه توليد محصول (شامل قيمت آب) و زماني كه از آب پشت سد بهره مي‌برد 2 درصد (10 برابر ارزانتر از چاه) مي‌شود.

از بين افرادي كه از آن‌ها نام برده مي‌شود

كداميك شانس بيشتري دارند؟

از 40 نفري كه كانديداي وزارت شدن (عده‌اي خودشان را كانديد كردند و عده‌اي هم معرفي شده‌اند)  تنها مهندس عباس كشاورز، مسائل ياد شده را با گوشت و پوست خود لمس كرده و توانايي اجرايي كردن موارد فوق را دارد كه او را هم مي‌گويند 70 سالش است.

مهندس كشاورز تنها فردي بود كه سياست محدود كردن استحصال آب را به وزارت كشاورزي تحميل كرد حمايت نكردن از كشت برنج را در برخي مناطق كم آب عملياتي كرد، كشت نشايي را آورد، به بخش خصوصي بها داد تا در مقابل بخش دولتي قد علم كند و واريته‌هاي كم آب‌بر و پرمحصول‌تر را بياورند.

اما مهندس كشاورز يك نفر است و يك نفر نمي‌تواند كاري بكند. البته از اين دست آدم داريم كه اين باورها را دارند اما چون وابسته به احزاب نيستند و پشتوانه سياسي ندارند رئيس جمهور يا معاون اول با آن‌ها آشنايي ندارند پس دعوت نمي‌كند. احزاب چپ و راست آن‌ها را نمي‌شناسند و معرفي نمي‌كنند چون آدم‌هاي كارا، در راستاي حزب و منافع آنان نيستند.

بقيه دنبال سياست‌هاي قبلي هستند. به هر قيمت حتي نابودي كشاورزي، به دنبال افزايش توليد هستند، آب را كه 10 – 15 سال بايد مددرسان كشاورزي باشد 5 ساله و در دوران صدارت خود مصرف كنند. ادامه اين روند سودجويانه نابودي كشاورزي در 1410 يا 1415 را به همراه خواهد داشت.

به نظر من شخص سياسي نبايد براي وزارت كشاورزي انتخاب شود! فرد داراي برنامه پايدار كردن منابع كشاورزي باشد و سياست‌هاي توسعه پايدار را در كشور اجرايي بكند و بر همه امور تسلط داشته باشد. از تصميمات علمي حمايت كند و دروازه‌هاي كشور را به سوي علم باز كند. موسسات غيرضرور را منحل نمايد.

از سوي ديگر وزير نبايد بازيچه معاونين شود كه هر كدام او را به سمتي بكشند. مدير بايد هنگام چينش معاونين هم، مديران درست و غيرخطي انتخاب كند.

توجه داشته باشيد زيربناي توسعه پايدار، اقتصاد است و چنانچه كسي اقتصاد را نفهمد كشاورزي را هم نمي‌فهمد، كشت پنبه و چغندر و گندم يا رانندگي تراكتور يا دوشيدن گاو و گوسفند و بهره‌برداري از جنگل يا صيد و صيادي كه كار وزير نيست! وزير بايد در راستاي توسعه پايدار سياست‌گذاري كند. در حقيقت وزير بايد تصميم‌هاي عملي را به سياست تبديل كند، مصوبه مجلس بگيرد، ابلاغ كند.

كشاورزي كلاً بخش خصوصي است و يكي از مشكلات كشاورزي اين است كه 100 درصد، سياست‌هايي را تعيين و تبيين مي‌كند كه 99 درصد كشاورزي بخش خصوصي است. همين است كه بسياري از سياست‌هاي كشاورزي ما، كارآيي ندارد. اين است كه كشاورزي از حالت رقابتي خارج شده است.

اشتغال بي‌حاصل در كشاورزي

ما وزيري مي‌خواهيم كه مشكلات كشاورزي را ريشه‌اي حل كند، كشاورزي در حال حاضر مملو از اشتغال بي‌حاصل است و كشاورزي جاري تراز مثبت براي اشتغال ندارد. وزير جديد بايد اين را بفهمد، الكي نگويد من مي‌خواهم 500 هزار شغل جديد در بخش كشاورزي ايجاد كنم. مزيت‌هاي بين‌المللي با دلار 4000 تومان از دست رفته و قدرت رقابت نداريم.

وزارت كشاورزي 20 هزار كارشناس دارد كه راهنمايي و نظارت بر امور علمي كشاورزي به عهده آنان است. به نظر من كشاورزي و آب، قرباني مي‌خواهد! اشكالي ندارد چند وزير قرباني آب و كشاورزي بشوند، مجلس چند وزير، را هم كه استيضاح و حتي عوض بكند بالاخره تصميم‌گيري و روش را مي‌فهمند. به نظر من اگر وزير بخواهد سياست‌هاي كشاورزي را طي 3 يا 4 سال پيش ببرد قطعاً او را مجلس استيضاح مي‌كند.

اگر قرار بر حفظ وضع موجود باشد هركس وزير شود فرقي نمي‌كند. اما اگر كشاورزي پايدار بخواهيم مهندس عباس كشاورز فرد شايسته‌اي براي اين سمت است.

الان كشاورزي در اوج نياز به تصميم‌گيري‌هاي سخت براي پايداري كشاورزي و ضد عوام فريبي است. مشكل در اسم و نام افراد نيست، مشكل در اصل و اصول است و با اين سياست‌ها نه مجلس موافق است نه دولت، چون هر دو، چهار سال خود را مي‌بينند نه 40 سال آينده را ما 8 ميليون هكتار زمين كشاورزي و 5/4 ميليون بهره‌بردار و 8 – 9 ميليون كارگر كشاورزي داريم كه 15 تا 20 درصد قيمت تمام شده محصول فقط هزينه كارگر است و تنها هزينه كارگر كشاورزي در ايران دو برابر قيمت جهاني محصول است. 



نظرخواهی درباره این مطلب