En   /  Tr
01 مهر 1396 - 23 Sep 2017

 

چهار سال قبل در چنین فصلی، وجیزه‌ای تقدیم حضور شد که در آن متواضعانه درخواست نمودم خانه‌مان را به ما برگردانید (آقای روحانی! خانه ما را به ما برگردانید، نگارنده روزنامه بهار،30/3/92-خودکفایی؛ با اعمال شاقه!؟ شاید وقتی دیگر، نگارنده روزنامه شرق،16/10/92)

نزدیک به 4 دهه بود خیابان شرقی غربی بلوار کشاورز و نهر آب کرج، درختان و فضای سبز دو طرف نهر آب، کشاورزان را با خاطره کشاورزی و آب و سرسبزی همنوا می‌کرد و 5 دهه است کاخ شیشه‌ای وزارت کشاورزی سابق و وزارت جهاد کشاورزی بعد از آن در ایران و جهان به عنوان نماد و برند کشاورزی کشور شناخته شده و حتی داستان‌ها و کتاب‌ها (کتاب علی اشرف درویشیان و خاطرات یک کشاورز و...) و فیلم‌ها (رنج برنج و...) در این ساختمان و از این ساختمان تهیه شده است.

در آسمان خراش دهه 50 و 60 و ساختمان بیست و اندی طبقه وزارت همه‌ی ارکان یک وزارتخانه سازمان‌ها، نهادها، ادارات و نمایندگی متمرکز بودند.

اما بی‌تدبیری دولت آتش به جان این نماد انداخت و وزیر جهاد کشاورزی وقت بدون کمترین تفکر یا مخالفت، خانه را به غیر واگذار کرد بدون اینکه دیناری (حداقل در اسناد و مدارک) یا ما به ازایی برای وزارتخانه دریافت شود.

ساختمانی که 5 سال قبل 700 میلیارد تومان برآورد قیمت شده بود (قیمت امروز آن حدود 2 هزار میلیارد تومان و نزدیک به نصف سرمایه کل بانک کشاورزی سال‌های 91 است) به مجموعه‌ای واگذار شد که نه با آن بلوار سنخیت دارد نه ساختمان نه فضای سبز اطراف آن.

نرده‌های بلند شبیه زندان، اتاق‌های تقریباً خالی درون آن، چراغ‌های معمولاً خاموش و... حکایت از آن دارد که نهاد در اختیار گیرنده ساختمان، فی النفسه کار حیاتی و ضروری در آن ندارد.

خانه‌ای که در یک بده- بستان غیر شفاف و البته غیر کارشناسی، به دستگاهی واگذار شد که اولا: فضا و المان‌هایی که در اطرافش تعبیه شده است؛ هیچ سنخیتی با وظایفش نداشت!؟ ثانیا: دارای املاک و ساختمان‌های متعددیست! کاخی دارد که قدمت، قدرت و شهرتش به‌مراتب بیشتر از اینجاست! ثالثا: بولواری که این ساختمان مشرف بر آنست، به‌نام عنوان این ساختمان است (بولوار کشاورز) رابعا: از قرار مسموع، هنوز هم طبقات این ساختمان عظیم پر نشده است! این در حالی بود که به لحاظ تنوع وظایف محوله به وزارت جهاد کشاورزی (به‌ویژه پس از ادغام) با محدویت اطاق مواجه بودیم! بنظر می‌رسد آنچه که باعث علاقمندی دوستان قوه قضاییه به این ساختمان شده، نیازشان به جا و مکان نبوده بلکه چشم انداز(view) آن بوده است!

علی‌رغم اینکه از همان ابتدای انجام اینکار در دولت دهم، فعالان دلسوز بخش کشاورزی به آن اعتراض کرده و خواهان لغوش شدند (وزارت در کارتن، ماهنامه دام کشت وصنعت،شماره 134، اردیبهشت 90- بولوار بی‌مسما،نگارنده روزنامه شرق،1/3/91) اما همانطوری‌که پیش‌بینی می‌شد، پاسخی داده نشد! چه، خودکرده را تدبیر نبود!

بعد از انتخاب جنابعالی که بارقه‌ای از امید در دل مردم عموماً وکشاورزان خصوصاً ایجاد شد، بنده با تقدیم نامه فوق الذکر؛ مطمئن بودم که شما کلید حل این مشکل را داشته وآن‌را به صاحبانش برمی‌گردانید! همانطورکه مشکل هنرمندان را با برگرداندن خانه سینما و...  حل نمودید. اما متأسفانه گویا این فقره با بقیه متفاوت بود!

وقتی در مصاحبه‌ای گفتید:" همه خانه‌ها را به صاحبانش برگرداندیم" به خود گفتم ای‌کاش آنجا می‌بودم و عرض می‌کردم: "ولی به استثنای ما آستین کهنه‌هایی که وزیری محجوب و ماخوذ به حیا داشتیم!  و یا زورتان به طرف مقابل نرسید! خواهش می‌کنم اولا به اصل 113 قانون اساسی عنایت فرموده و این موضوع را به اصل تفکیک قوا مرتبط نکنید! ثانیا: در صورتی‌که قرار بود به صاحبخانه پول بدهید تا در شلوغ‌ترین و کم‌ ظرفیت‌ترین نقطه طهران (خیابان طالقانی) خانه بسازد؛ به استناد اصل 160 قانون اساسی، شایسته بود وزیر دادگستری را مکلف به انجام این کار می‌کردید. چه، در اینصورت روحیه تخریب شده صدها هزار فعال بخش کشاورزی ترمیم می‌شد و برای قوه‌ای که احیاناً معتقد بود با داشتن کاخ قدیمی باز هم جا ندارد، ساختمانی تازه، ساخته وتحویل‌شان می‌گردید.

جناب رییس جمهور!

بخدا! به پیغمبر! شایسته نیست گفته شود رژیم قبل برای کشاورزان، خانه‌ای در شأنشان ساخت ولی جمهوری اسلامی آن‌را از ایشان گرفت و آن‌ها را در پایتخت آواره کرد!

جناب آقای دکترروحانی!

اگر حجتی پیش شرط بازگرداندن ساختمان شیشه‌ای رابرای خودکفایی گندم می‌گذاشت؛ چه می‌کردید؟ ایشان شخصیتی است که رهبری محترم نظام درباره‌اش فرموده‌اند: "حجتی می‌تواند گندم را خودکفا کند؛ اگر بخواهد!" او خواست و شد! ولی آیا پاسخ این‌کار بزرگ و آبرومندانه‌اش، همین بود؟ بنده شاهد بودم که برخلاف عده‌ای که برای گرفتن این پست‌ها، آسمان را به زمین می‌دوزند! وی برای فرار از این مقام، قصد ده روزه کرد و به امام رضا(ع) پناهنده شد! ولی حضرتعالی شبانه ایشان را به طهران فرا خواندید!

آقای رییس جمهور!

امید است حجتی یا هر فردی که از مجلس رای اعتماد می‌گیرد، پیش شرط نخست وی برای هر نوع افزایش بهره‌وری، بازپس گیری ساختمان شیشه‌ای‌، باشد! چه، مدیریت بر منابع انسانی‌، با مدیریت بر پیچ ومهره قطعاً متفاوت است!

جالب است بدانید گروهی از همکاران (که بخش اعظم از خدمتشان را در ساختمان شیشه‌ای گذرانده‌اند) وهمچنین برخی از کشاورزان پیشرو که با کاخ کشاورزی نوستالوژی دارند، سوگند خورده‌اند پای در ساختمان جدید خیابان طالقانی (که حتی یک پارکینگ مناسب ندارد) و آن هتل پنجاه ساله متروکه نگذارند!!

درخاتمه انتظار دارم در بدو شروع دوره دوم ریاست جمهوری‌تان، وزیر دادگستری را مامور فیصله بخشی به این موضوع مهم بفرمایید تا خدای ناکرده مجبور نشویم این شعر لسان الغیب را زمزمه کنیم که:

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

مشهد مقدس- 9/خرداد/96

علی فریدونی- alifereidooni@yahoo.com

عضوهیات علمی و معاون سابق سفیر ایران در سازمان خواروبار جهانی ملل متحد (FAO)



نظرخواهی درباره این مطلب



No Avatar

نویسنده این مطلب:

علی فریدونی