07 خرداد 1396 - 28 May 2017

ماهنامه دام وکشت وصنعت/شماره :200/ ماه:آذر/سال 1395

 

روشا علیزاده

دربرخی از کشورهای اروپایی مصرف سرانه شیر تا 300 کیلوگرم در سال می‌رسد. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی هم میانگین مصرف شیر افزون بر 160 کیلوگرم است، در کشور ایران و پس از حذف یارانه‌ها و زمانی که سرانه مصرف شیر به صورت بسیار خوشبینانه در حدود 90 کیلوگرم بود به یک‌باره به مرز 60 کیلوگرم و به حدود 180 گرم در روز رسید. براساس آمار ارائه شده (برنامه خبری کانال 1 سیما در تاریخ 1/8/95) از سال 90 تاکنون 42 درصد و در برخی اخبار دیگر تا 50 درصد از مصرف لبنیات مردم کاسته شده است. اکثریت مصاحبه شوندگان اظهار می‌کردند که مقدار بسیار اندکی لبنیات مصرف می‌کنند، چرا که قیمت این فرآورده‌ها گران و خرید آن‌ها در حد توان مالی آن‌ها نیست.

بدون شک عواقب این کاهش مصرف شیر و لبنیات دامن جامعه را خواهد گرفت، کما این که آثار این مصرف اندک شیر و سایر فرآورده‌ها، در جامعه ظاهر شده است. آسیب‌پذیرترین افراد کودکان در حال رشد و کهنسالانی هستند که در صورت تداوم روند کنونی مواد لبنی و به‌ویژه شیر، در آینده‌ای نه چندان دور هزینه‌های بهداشت و درمان غیرقابل پیش‌بینی را بر روی دست مردم و دولت‌ها خواهد گذاشت.

درآمد یک خانواده براساس اولویت‌بندی‌هایی که صرف نیازهای ثابت و جاری می‌گردد، به صورت پرداخت اجاره، مصارف آب، برق، گاز، تلفن، بهداشت، پوشاک، هزینه‌های تحصیلی، هزینه‌های رفاهی و همچنین تامین مواد غذایی است.

براساس معیارهای بین‌المللی، شاخص امنیت غذایی خانوار، مصرف 25 تا 30 درصد از درآمد‌های آن است و چنانچه از این مقدار بیشتر به تامین مواد غذایی تخصیص یابد، خانواده در حوزه عدم امنیت غذایی قرار گرفته است. اگر چه مسئولان مملکتی از ایجاد امنیت غذایی بسیار سخن می‌گویند اما کارشناسان اقتصادی مقدار درآمد برای ایجاد امنیت غذایی و گذر امور زندگی معمولی و جاری برای یک خانوار چهار نفری را در حدود 3 میلیون و 200 هزار تومان محاسبه می‌کنند، حال باید به این پرسش پاسخ داد که با حقوق 820 هزار تومان که یک چهارم رقم واقعی است، چگونه می‌توان از ایجاد امنیت غذایی سخن به میان آورد و چگونه براساس گفته‌های وزیر بهداشت مردم «باید» برای مواد لبنی جایی در درآمدهای خودشان در نظر بگیرند و آیا اساسا چنین دستوری از جانب هرکس که باشد، قابلیت اجرایی دارد؟

براساس آمارهای ارایه شده از مرکز آمار کشور، از سال 90 تمامی خانوارهای ایرانی اعم از شهری و روستایی به دلیل کاهش درآمد و بالا رفتن تورم به سمت ناامنی غذایی رانده شده‌اند که چنین روندی در سال 92 در خانوارهای شهری متوقف، اما در خانواده‌های روستایی همچنان ادامه دارد. نکته قابل توجه آن که تمامی خانواده‌ها لبنیات را در زمره مواد غذایی غیرضرور قرارداده و کم‌تر مورد توجه قرار داده‌اند. مرکز آمار کشور در آذرماه سال 93، با مبنا قراردادن قیمت ثابت سال 1390، شاخص قیمت مواد لبنی را معادل 4/237 اعلام کرده که از شاخص قیمت کل خوراکی‌ها بسیار بالاتر و نشان دهنده ناتوان شدن مردم در مصرف مواد لبنی است. شیر، که ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین و در واقع ارزان‌ترین ماده لبنی است نیز با نوساناتی در این حوزه قرار دارد.

گفته می‌شود که سالیانه 8 میلیون تن شیر در کشور تولید می‌شود که روندی تقریبا یکسان دارد. این بدان معنا است که هر ایرانی به ‌طور سرانه باید سالی یک‌صد کیلو شیر مصرف نماید. اما آیا واقعا این‌گونه است؟ در سال 89، بنابر آمارهای اعلام شده، سرانه مصرف شیر در حدود 80 کیلوگرم بود که در سال 90 و پس ازقطع یارانه‌ها و یا به اصطلاح دست‌اندرکاران، هدفمند کردن آن‌ها، این مقدار به اندکی بالاتر از 60 کیلو تنزل پیدا کرد که با روند گرانی هر ساله شیر و فرآورده‌های آن، چندان تغییری در این مصرف سرانه ایجاد نشده است. مصرف واقعی شیر و گفته‌های آماری، دو مقوله کاملا جدا از یکدیگر می‌باشند که گواه آن، شدت یافتن پوکی استخوان در افراد کهنسال و کوتاه شدن قد کودکان در افراد خردسال است.

اگر چه نمی‌توان این دو عارضه را منحصرا با مصرف شیر مرتبط دانست، اما به هر حال سوءتغذیه و از جمله ناتوانی خانواده‌های کم درآمد در مصرف شیر و لبنیات، عامل مهمی در ظهور این عوارض است. نه فقط مردم که حتی دولت در خرید شیر ناتوان است، کما این که سرپرست جدید وزارت آموزش و پرورش، سیدمحمد بطحایی، در اجلاس روسای آموزش و پرورش در اوایل آبان 95 گفت: تاخیر در ابلاغ اعتبارات موجب نرفتن شیر به مدارس شده است. به واقع جایگاه شیر در امنیت غذایی شهروندان کجاست؟ 170 هزار کودک فقط روزی یک وعده غذای گرم می‌خورند و 11 میلیون فقیر باید زیر پوشش غذایی قرار گیرند!!!